گاهی دلتنگ میشوم.دلتنگ تر از همه دلتنگی ها

گوشه ای مینشینم و حسرتها را میشمارم

باختنها و صدای شکستنها را

نمیدانم

اصلا نمیدانم

کدامین امید را نا امید کرده ام

به کدامین حسرت پشت پا زده ام

و از کنار کدامین انتظار بی اختیار رد شده ام

کاش تو ای اشناترین غریبه

 تا ژرفترین اعماق وجودم را حس میکردی

 بلکه ارامترین التیامها را میچشیدم